[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما :: داوران ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
مقالات در دست انتشار::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
پایگاه‌های نمایه‌کننده











..
:: دوره 10، شماره 2 - ( 3-1405 ) ::
جلد 10 شماره 2 صفحات 37-50 برگشت به فهرست نسخه ها
تحول در مضمون و فقدان نوآوری در فرم، در آثار زنان نقاش معاصر افغانستان (در عصر حامد کرزی: 2001-2014)
رضا رفیعی‌راد*
چکیده:   (1 مشاهده)
در نقاشی معاصر افغانستان، دورۀ زمامداری حامد کرزی را می‌توان عصر طلایی حضور گستردۀ زنان برای دستیابی به هویت دانست چراکه او بیش از هر چیز، به طرح مسائل سیاسی و اجتماعی در نقاشی می‌پرداخت. پیش از این دوره، نه تنها تعداد زنان نقاش کم‌شمار بود بلکه مضمون، سبک و تکنیک کار آنها نیز با آثار مردان، چندان تفاوتی نداشت و مضامین نقاشی آنها نیز مشتمل بر طبیعت بی‌جان، زندگی روزمره، طبیعت افغانستان، پرتره و منظر شهری و روستایی و مضامینی از این دست بود. اما عصر کرزی، به‌دلیل حکومت دموکراتیک و پذیرش کنوانسیون‌های بین‌المللی حقوق زنان، به‌عنوان نقطۀ عطفی در نقاشی معاصر زنان، محسوب می‌شود. حال سؤال این است که پس از شکل‌گیری و دگرگونی‌هایی که از دوران دوم اصلاحات در نقاشی معاصر افغانستان اتفاق افتاد، مهم‌ترین تحولی که پس از دولت انتقالی در نقاشی معاصر زنان روی‌ داد چه بود و چه ویژگی‌هایی در فرم و محتوای نقاشی پدید آورد؟ این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از منابع کتاب‌خانه‌ای و آرشیوی به انجام رسیده و نشان می‌دهد که در این دوره، علاوه بر گسترش فزایندۀ حضور زنان در نقاشی معاصر و آشنایی آنها با جنبش‌های جدید هنری جهان مانند فمینیسم، حرکت عظیمی در جهت کسب هویت زنان و مشارکت آنها در مدرنیزاسیون فرهنگی این کشور آغاز گردید. آنها به فراگیری مکاتب غربی پرداخته و تکنیک‌های مختلف نقاشی را تجربه نموده و از میان آن‌ها مکاتبی مانند اکسپرسیونیسم و سمبولیسم و از این دست را که قابلیت بیشتری برای بیان رنج‌ها، تبعیض‌ها و مطالباتشان داشت، برگزیدند و به غیر از تلا
ارجاع به مقاله: بهارلو، ع. ر. ؛ معتقدی، ک.؛ تندرو صالح، ر. (۱۴۰۴). تبارشناسی نقش‌برجستۀ عمارت دیوانخانۀ شیراز: یادگار زندیه یا قاجار؟
. گلستان هنر، ۱۰(۲۹): صص  ـ     .


 
ش‌های بکتاش‌عارفی تحت عنوان هندسیزم، نوآوری دیگری در سبک یا تکنیک نقاشی به وجود نیاوردند. اما مسبب تحولی را که در نقاشی معاصر این کشور در این دوران روی داد، می‌توان در تغییر مضمونِ نقاشیِ بیانگرانۀ زنان نقاش افغانستان جست‌وجو کرد چراکه برایشان بوم نقاشی محملی برای مبارزه علیه هرگونه تضییع حقوق زنان و قوانین تبعیض‌آمیز قومی و افراطی علیه آنان گردید.
 
واژه‌های کلیدی: هنر معاصر، نقاشی، زنان نقاش افغانستان، فرم و محتوا
متن کامل [PDF 730 kb]   (1 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
ارسال پیام به نویسنده مسئول

ارسال نظر درباره این مقاله
نام کاربری یا پست الکترونیک شما:

CAPTCHA


XML   English Abstract   Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Rafiei Rad R. Transformation in Content and Lack of Innovation in Form in the Works of Contemporary Afghan Women Painters: The Era of Hamid Karzai, 2001–2014. Golestan-e Honar 2026; 10 (2) :50-37
URL: http://golestanehonar.ir/article-1-564-fa.html

رفیعی‌راد رضا. تحول در مضمون و فقدان نوآوری در فرم، در آثار زنان نقاش معاصر افغانستان (در عصر حامد کرزی: 2001-2014). گلستان هنر. 1405; 10 (2) :50-37

URL: http://golestanehonar.ir/article-1-564-fa.html



بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.
دوره 10، شماره 2 - ( 3-1405 ) برگشت به فهرست نسخه ها
گلستان هنر Golestan-e Honar

Persian site map - English site map - Created in 0.05 seconds with 39 queries by YEKTAWEB 4743