پدیدارشناسی و تاریخیگری ازجمله مهمترین جریانهای فکری است که معماری اسلامی را مورد مطالعه و بررسی قرار دادهاند. هر کدام از این نحلههای فکری، در عین حال که در مواردی شباهتهایی هم میانشان به چشم میخورد، یافتههایشان را در عرصهٔ معماری اسلامی، از دیدگاه روششناختی خاص خود بیان میکنند. توجه به اختلاف آراء این دیدگاهها در عین وجود برخی اشتراکات، این سؤالات را پیش میکشد که هر یک از این روشها در خوانش معماری اسلامی بر چه اصولی استوارند و نیز تفاوت آراء و نظرات آنها در تبیین معماری اسلامی چیست؟ پژوهش حاضر با مطالعهٔ تطبیقی آراء نظریهپردازان صاحبنامی همچون هانری استیرلن (پدیدارشناس) و الگ گرابار (تاریخینگر) به دنبال یافتن پاسخی مناسب برای این سؤالات است که وجوه افتراق و اشتراک آراء و نظرات هانری استیرلن و الگ گرابار در خوانش معماری اسلامی چیست؟ همچنین هر یک از این دو دیدگاه، چه تعریفی برای معماری اسلامی بهدست دادهاند؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که بهرغم اینکه گرابار به قرآن و سنت پیامبر توجه دارد و از اسلام و تاثیرات آن بهعنوان مؤلفهای فرهنگساز در کنار مؤلفههای تاریخی، سیاسی، منطقهای و غیره یاد میکند، اما از منظر وی معماری اسلامی، معماریای است که ربطی به دین اسلام ندارد. درحالیکه استیرلن با نگاهٔ معناشناسانه و فراتاریخی معماری اسلامی را برگرفته از تعالیم دین اسلام در نظر میگیرد و با استناد به آیات قرآن مجید منشاء و سرچشمهٔ وجوه سمبلیک و نمادین بیشتر اجزای کالبدی مسجد را عالم ملکوت میداند. به نظر وی، بنای مسجد و عناصر تشکیلدهندۀ آن تصویری نمادین از باغ بهشتی است که قرآن به مومنان وعده داده است. پژوهش حاضر، به صورت کیفی و بر مبنای روش توصیفی- تحلیلی با رویکرد تطبیقیِ دیدگاههای هانری استیرلن (پدیدارشناس) و الگ گرابار (تاریخینگر) در مورد معماری اسلامی پرداخته است.
Ardiani M, Tahoori N, Shahcheraghi A. A comparative Study of Henri Stierlin's Phenomenological View with Oleg Grabar's Historicism View in the Reading of Islamic Architecture. Golestan-e Honar 2025; 10 (1) :17-5 URL: http://golestanehonar.ir/article-1-536-fa.html